پژوهش حاضر متن را با رویکرد نشانه معناشناختی در جستجوی یافتن چگونگی زایش معنا و رسیدن به لحظه-های ناب تجربه عرفانی میکاود و کارکرد تلاشها و تحولات برونی و درونی رابعه در فضاهای گفتمانی را در پی رسیدن به تجارب عرفانی بررسی میکند. رابعه در گزارش مورد بحث گاه سوژهای شوشی و گاه کنشگری ناکام است. او ابتدا در نظام کنشی، با ریاضتها، عبادتها و سفرهای آفاقی قدم در راه میگذارد و طی گفتگوهایی در ساحت غیب، نابترین لحظات را بیواسطه تجربه میکند. ناکامیها سیر تجارب او را به نظام عاطفی و تنش میبرد و تسلیم و رضا در برابر ناملایمات و طلب نقطه فقر، هنگام تجلی حق و گدازش حاصل از آن، این سیر را در آستانه و انتظار قرار میدهد. تنش او را به شوش و «تافتن» و عبور از مرزهای خود میرساند. احساس و ادراک گفتهپرداز، گاه با پدیدهای بیرونی و گاه با رویارویی با عالم درون، منجر به ظهور معنا می-شود. واکاوی تجارب عرفانی این عارف، نشان میدهد که عنایت خداوند و رضا و تسلیم در زایش معنا نقش محوری دارد. از مهمترین ابعاد نظام شوشی، بعد حسی ادراکی است که با حواس و بعد جسمانه در ارتباط است؛ اغلب تجارب رابعه با وعده هاتف غیب، در انتظار و آستانه متوقف میشود تا در لحظه مرگ، وعده با تجربه انجذاب و اتحاد با حق محقق میشود. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است.