1
گروه باستانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
2
گروه باستان شناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
3
گروه زبان و ادبیات عرب، دانشکده علوم انسانی. دانشگاه تربیت مدرس. تهران. ایران
10.22034/jlc.2024.462080.1649
چکیده
نشانه-معناشناسیِ گفتمانی با شناسایی فرایندهای روایی، در متون کلامی و دیداری، به کشف معناها میپردازد. در این پژوهش، متون دیداری سنگقبور سنتی منطقهای هستند که اقلیمهای متفاوت را در خود جای دادهاست. تفاوت اقلیمی مهمترین عامل در تفاوت مصالح سنگقبور است. مصالح متفاوت امکان یا عدم امکان وجود کتیبه، بر سنگقبور را مشخص میسازد؛ زیرا که ایجاد کتیبه نیازمند وجود سطحی صاف است؛ قلوهسنگ چنین سطحی را فراهم نمیسازد، آجر سطحی کوچک و سنگلاشه سطحی نسبتاً بزرگتر را در اختیار قرار میدهد. مسئلهی پژوهش حاضر این است که با توجه به ساختار کالبدی و محتوایی، و نیز شرایط و بافت محیطی، سازوکار خلق معنا را در گونههای متفاوت سنگقبور منطقه شناسایی کند. از اینرو، هدف جستار پیشرو، شناسایی کارکردهای معنایی متفاوت و متکثر سنگ مزارها در طول بازهی زمانی پژوهش، یعنی دوران قاجاریه و پهلوی، است. نتایج بررسیها و تحلیلهای صورت پذیرفته، آشکار ساخت که سنگقبرها با توجه به ساختارشان از پدیده به پدیدار بدل شده، و در فرایندی کنشی و یا شوشی، مخاطب را با معناهایی متفاوت مواجهه میسازند. فرایند کنشی سنگقبرها، با ساختار کالبدی نسبتاً منظم و ساختار محتوایی مشخص، فقدان و مرگ فردی را اطلاعرسانی میکنند، در حالی که فرایند روایی شوشی با درهمتنیدگی مصالح، خروج از ساختار کالبدی منظم و ساختار محتوایی مشخص، و با استفاده از پروتزهای روایی، مخاطب را وارد فضا و زمان پدیداری کرده و او را نه تنها از فقدان و نبودن یک فرد مطلع میسازد، بلکه باعث میشود وی فقدان را، در فضا و زمانی انتزاعی، حس کند.