دو فصلنامه روایت شناسی

دو فصلنامه روایت شناسی

عبور از روایت‌شناسیِ سخت به روایت‌شناسیِ نرم: خلسۀ گفتمانی در روایتِ سوررئالیستی (با تکیه بر دو داستان کوتاه سوررئالیستی فارسی)*

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشگاه شهید چمران اهواز، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، گروه زبان و ادبیات فارسی
2 گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
10.22034/jlc.2025.506837.1713
چکیده
روایت‌های سوررئالیستی از نظام‌های روایی ساختاری و کلاسیک عبور می‌کنند و ادراکات پدیداری، ناخودآگاه و امور شگفت را در رابطه‌ای دیالکتیکی بین رؤیا و واقعیّت به نمایش می‌گذارند. یکی از کارکردهای مهم این روایت‌ها کارکرد خلسه‌ای است. خلسه به حالتی اشاره دارد که گفتمان ادبی از نظام ساختاری، کنشی، برنامه‌محور و غایت‌محور عبور می‌کند و در وضعیّتی حسی- ادراکی، انتزاعی و رؤیامحور قرار می‌گیرد. مسأله‌ای که مطرح می‌شود، این است که عبور از روایت‌شناسی سخت به روایت‌شناسی نرم چگونه صورت می‌گیرد؟ و در این انتقال و عبور چه شگردها و عواملی سبب تولید معنا و خلسه در روایت سوررئالیستی می‌شود؟ این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد نشانه- معناشناختیِ گفتمانی ضمن بررسی زمینه‌های عبور از روایت‌شناسی سخت در نشانه- معناشناسی روایی به روایت‌شناسی نرم، ویژگی‌های خلسۀ سوررئالیستی را در دو داستان کوتاه سوررئالیستیِ «کابوس‌های شبانه» و «رد پای مرد کهربایی» از ابوتراب خسروی، بررسی می‌کند. نتایج نشان می‌دهد روایت‌ها از نظام‌های کنشیِ صرف، ارزش‌های مادی، جنبه‌های ارجاعی، فاصله بین سوژه و ابژه و وضعیت‌های سخت و منجمد به سمت نظام‌های گفتمانی نرم، رقیق، عاطفی و پدیداری، ارزش‌های درونی، اشکال غیرارجاعی و ... حرکت می‌کنند. ساختارهای قطعیت‌یافتۀ نحوی فرومی‌ریزند و سوژه‌ها و تن‌های گرامری و سخت به سوژه‌ها و تن‌های ادراکی، رخدادی و اسطوره‌ای تبدیل می‌شوند. این تمهیدات سبب ایجاد توهّمِ تصاویر سوررئالیستی در گفته‌خوان، شوک و تکانۀ سوررئالیستی، نقصان معنا و حفظ آشنایی‌زدایی می‌شوند.
کلیدواژه‌ها

موضوعات



مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 06 خرداد 1404

  • تاریخ دریافت 27 بهمن 1403
  • تاریخ بازنگری 24 فروردین 1404
  • تاریخ پذیرش 06 اردیبهشت 1404