دو فصلنامه روایت شناسی

دو فصلنامه روایت شناسی

رخداد زیبایی‌شناختی در بار‌دیگر شهری که دوست می داشتم از نادر ابراهیمی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی ، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه کوثر بجنورد، بجنورد، ایران.
10.22034/jlc.2025.515922.1720
چکیده
رخداد زیبایی‌شناختی، الگویی است که در یک آنِ زیبایی‌شناختی، حادثه‌ و رخدادی شکل می‌گیرد که به حیرت سوژه منجر می‌شود. سپس از طریق توانش ادراکی- حسی، آغشتگی حضور را رقم می‌زند و در قالب هم‌حضوری حسی و مستقیم سوژه‌ها و هستی، نظام تطبیق را شکل می‌دهد. در بار‌دیگر شهری که دوست می‌داشتم از نادر ابراهیمی، به خوبی این فرایند قابل پی‌جویی است. در این اثر بازنمایی عشق مبتنی بر سازوکاری شکل می‎گیرد که آن را الگوی رخداد زیبایی‎شناختی نامیده‎ایم. براساس این الگو، گفته‌پرداز به‌عنوان سوژه (فاعل عشق)، تعاملی تطبیقی را با هلیا به‌عنوان مخاطب تجربه می‌کند که این تجربه از طریق خاطره‌پردازی، به زمان حال منتقل می‌شود. اما این فرایند به توانش ادراکی- حسی و هم‌حضوری سوژه‌ها منتهی نمی‌شود و درنتیجه، عشق در قالب تجربه‎ای آستانه‎ای طرح می‎شود که به وصال دائم منتهی نمی‎شود و درنتیجه، با غیاب همراه است. در پژوهشِ حاضر، فرایند دلالت‌پردازی و معناسازی در بار‌دیگر شهری که دوست می‌داشتم، در قالب معرفی الگوی رخداد زیبایی‌شناختی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است و چگونگی گذر از نظام کنشی به نظام تنشی و سپس تطبیقی، مکان‌بودگی به فضاشدگی، برنامه‌مداری به رخدادی و در نهایت چگونگی شکل‌گیری نظام رخدادی تبیین گردیده است. پرسش اصلی پژوهش نیز این است که فرایند دلالت‎پردازی تجربۀ عشق مبتنی بر کدام سازوکارهای روایتی، نشانه‎ای و متنی تحقق می‎پذیرد و برساخته می‎شود. نیز کدام نظام‌های گفتمانی را شکل می‎دهد. درواقع، هدف از پژوهش، نشان دادن وجوه مختلف دلالت‎پردازی و بازنمایی عشق و چگونگی شکل‎گیری الگوی رخداد زیبایی‎شناختی مبتنی بر سازوکارهای معنایی این اثر است.
کلیدواژه‌ها

موضوعات



مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 20 خرداد 1404

  • تاریخ دریافت 20 فروردین 1404
  • تاریخ بازنگری 15 خرداد 1404
  • تاریخ پذیرش 20 خرداد 1404