روایت سهراب و گردآفرید یکی از بخشهای جذاب شاهنامه فردوسی است که با پردازش زیبایی به گفتوگوی رجزگونه سهراب و گردآفرید پرداخته و موید این باور است که کنش خردمندانه میتواند بر زور و بازوی مردانهی جنگاوری چون سهراب، چیره شود و از تنش منجر به شکست جلوگیری کند. رجز به عنوان پروتز گفتمانی بستری مناسب جهت توسعه فضای صیانت از خود در مقابل دشمن بدون ورود به کنش، از طریق پادکنش میباشد. از دیدگاه نشانه معناشناختی پروتز به هر چیزی گفته میشود که میتواند سبب رفع نقصان یا ترمیم، توسعه فضای کنشی و صیانت یا محافظت از خطر گردد. این پژوهش کوشیده با بررسی نقش گفتمان خرد و تقابل آن با گفتمان غرور در گفتوگوی متقابل این دو جنگاور، به تأثیر خردورزی گردآفرید در برابر کنش جنگاورانه سهراب بپردازد و نشان دهد که زیرکی و هوشمندی گردآفرید میتواند باعث ایجاد پروتزسازی گفتمانی در رجز شود که هم او را از گزند کنش احتمالی حریف برحذر دارد و هم موجب پیروزی او در این رجزخوانی و نزاع گفتمانی و سبب پیشبرد اهدافش شود.
کلیدواژه: سهراب و گردآفرید، رجزخوانی، گفتمان خرد و غرور، کنش، پروتزسازی
:کلیدواژه
سهراب و گردآفرید، رجزخوانی، گفتمان خرد و غرور، کنش، پروتزسازی