رمان روزگار سپری شده مردم سالخورده از محمود دولت آبادی رمان مفصل، نامتعارف و پیچیدهای است که درک ساختار روایی و محتوای آن در گرو شناخت و عملکرد راوی و روایت شنو نهفته است. علل انتخاب راویان متعدد و روایتشنوهای آشکار و پنهان، نوع ارتباط روایتشنو با راویان و چرایی این رابطه، محور اصلی بحث مقاله حاضر است. مهم ترین هدف از انتخاب راویان و روایت شنوهای چندگانه در این رمان را می توان در خلق فرم تازه ای از یک رمان خودزندگینامه اعترافی جستجو کرد. مقاله، به شیوه توصیفی-تحلیلی به دنبال یافتن پاسخ برای به این دو پرسش است: رمان مذکور چگونه روایت شده و انگیزه روایت آن چیست؟ و در روایت شناسی رمان فارسی از چه جایگاهی برخوردار است؟ دریافت کلی از عاملیت راوی و روایتشنو در این رمان روشن میسازد که راوی سوم شخص رمان، اول شخصی است که با روایت سوم شخص روایتگری کرده و آگاهی و تفسیر خود را در روایت راویان مختلف فرا افکنده است. نتیجه نهایی نشان میدهد روایت در هر کدام از سه جلد رمان، سه صورت متفاوت روایی، از یک زندگینامه واحد است؛ وحدت راوی و روایت شنو و شخصیت اصلی، نیز روشن میسازد روایتی واحد از زندگی شخصیت اصلی و سه نسل از یک خانواده، در سه فرم روایی متفاوت، در سه دورۀ زمانی به رمان ساختار بخشیده است، تا فرم مدرنی از خودزندگینامهای اعترافی به شیوه بومی، با وارد کردن خواننده واقعی در بازی روایت، ساخته شود.