گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بناب، دانشگاه آزاد اسلامی، بناب، ایران
10.22034/jlc.2026.553232.1783
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی فرایندهای روانی و انسجام روانی شخصیتها در داستان بلند «احتمالاً گم شدهام» اثر سارا سالار و با تکیه بر نظریۀ دونالد میکنبام، در چارچوب روانروایتشناسی انجام شده است. روش پژوهش تحلیلی ـ توصیفی و مبتنی بر تحلیل کیفی متن است و دادهها از طریق شناسایی و تحلیل گفتوگوهای درونی و فرایندهای ذهنی شخصیتها گردآوری شدهاند. تحلیلها نشان میدهند که روایت درونی شخصیت اصلی داستان از مرحله آشفتگی و گسست عاطفی عبور کرده و به بازسازی هیجانی و دستیابی به انسجام روانی میرسد. در این مسیر، خودگویی شناختی نقش محوری در تنظیم هیجانها، بازشناسی خاطرات و بازآفرینی هویت فردی ایفا میکند. همچنین، پژوهش نشان میدهد که بررسی روایتهای درونی و گفتوگوهای ذهنی شخصیتها امکان فهم دقیقتر فرایند فردیتیابی و تجربه هیجانی را فراهم میآورد. نتایج این مطالعه اهمیت تحلیل روانروایتشناختی را در درک تعاملات پیچیده روانی و هیجانی شخصیتها در ادبیات معاصر برجسته میسازد و روشن میکند که خودگوییهای شناختی ابزاری کلیدی در شکلگیری هویت و انسجام روانی شخصیتها هستند.