1
کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد، شهرکرد
2
دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایارن
3
استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران
10.22034/jlc.2026.528854.1742
چکیده
با توجه به بازنمایی گستردۀ زندگی دیوانگان (خل، سادهدل/ نادان) در قصههای عامه، این پژوهش با هدف تحلیل کنشگری شخصیت دیوانه در قصههای عامۀ ایرانی، بر اساس الگوی کنشی گریماس و با روش تحقیق اسنادی انجام شده است. بدین منظور قصههای عامۀ مکتوب ایرانی بررسی و 25 قصه که شخصیت دیوانه، جزو شخصیتهای اصلی آنها بود، مبنای بررسی قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان میدهد شخصیتهای دیوانه در این روایتها، عمدتاً در نقش فاعل یا یاریگر ظاهر شدهاند. این امر، حاکی از این است که در فرهنگ عامۀ ایرانی، کارآمدی و نقش اجتماعی دیوانگان در تحقق اهداف دیگران، دغدغهای فرهنگی و روایی بوده است. در ساختار برنامۀ روایی نیز مراحل «توانش» و «کنش»، بیش از سایر مراحل برجسته شده است که این موضوع، نشان میدهد در قصهها، میزان توانایی و دانایی شخصیتهای دیوانه برای انجام کنشها، در کانون توجه قرار دارد. نتایج سنجش کارآمدی دیوانگان نیز غالبا نشاندهندۀ ناتوانی و ناکارآمدی آنان، برای هدایت کنشهای هدفمند است. در برابر این ناکارآمدی، قصهپردازان، رویکردها و نگرشهای مختلف و گاه متناقضی چون حمایت کردن از دیوانگان، رهاکردن-شان تا گریز از آنان را در قصهها بازنمایی کردهاند که در این میان، نگرش غالب این است که شخصیت-های دیوانه، گاهی به دیگران منفعتی میرسانند؛ اما در تحقق اهداف شخصی خود ناتوان هستند و در نهایت موجب مرگ خود میشوند.