الیشوا سادان (2004) توانمندسازی را فرآیندی میداند که طی آن فرد اختیار، قدرت و کنترل نسبی بیشتر بر زندگی و محیط خود بهدست میآورد و تصمیم میگیرد خود را از وضعیتی که موجب ضعف و تزلزل شده رهایی بخشد. فرآیند توانمندسازی موفق از نظر او از هماهنگی در هر سه بعد فردی، گروهی (جامعه) و حرفهای (سازمانی و عملکردی) صورت میپذیرد. بررسی رابطه قدرت میان نویسنده بزرگسال و مخاطب کودک از موضوعات چالشبرانگیز ادبیات کودک شمرده میشود؛ چراکه در این آثار، اقتدار و نفوذ نویسنده بزرگسال قدرتمند میتواند بر متن و مخاطب (کودک) که از نگاه سنت در جایگاهی ضعیف و متزلزل قرار دارد سایه افکند. مهمترین دستاورد توانمندسازی، احساس قدرت، اعتماد به نفس و تفکر خلاق در کودکان است. آثار فرهاد حسنزاده که از موفقترین نویسندگان حوزه کودک و نوجوان است، ضمن سرگرمکننده بودن، به آموزش مفاهیم مهمی از جمله توانمندسازی به مخاطبان میپردازد. بر این اساس این پژوهش بر آن است تا به شیوه توصیفی و تحلیلی روایتهای کودکانه حسنزاده را از دیدگاه نظریه توانمندسازی سادان بررسی کند و کاربرد این شگردها، سطح کیفی و درنهایت کارکرد و میزان موفقیت وی را در توانمندسازی مخاطب بهعنوان هدف اصلی مقاله ارزیابی نماید. یافتههای پژوهش نشان میدهد که حسنزاده افزونبر کاربرد دقیق و هوشمندانه روشهای الیشوا سادان از شگردهای خلاقانه دیگری نیز مانند تداخل سطوح روایی استفاده نموده است که آثار او را به فراداستان نزدیک میکند و میتواند به قدرت انتخاب، رشد خلاقیت و تبدیل کودک منفعل به کودک توانمند، سرنوشتساز و تأثیرگذار منجر شود.