1
گروه زبان وادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
2
پژوهشگر پسادکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
10.22034/jlc.2026.558679.1791
چکیده
روایتشناسی شناختی رویکردی میانرشتهای و نظاممند در تحلیل متون روایی است که با بهرهگیری از مفاهیم زبانشناسی شناختی و علوم شناختی، بستر تأویل نوینی از سازوکارهای معنایی روایت فراهم میآورد. یکی از نظریّههای بنیادین در این حوزه، نظریۀ آمیختگی مفهومی یا درهمتنیدگی فضایی است که فوکونیه و ترنر (1998، 2002) آن را بنیان نهادهاند. این نظریّه با تبیین سازوکار تعامل میان فضاهای ذهنی، چگونگی شکلگیری معنای نوظهور را از طریق آمیختن دو درونداد، یک فضای عام و یک فضای آمیخته تحلیل میکند. پژوهش حاضر، با روش توصیفی تحلیلی، به بررسی کاربست این نظریّه در مثنوی باغ فردوس اثر الهامی کرمانشاهی پرداختهاست. هدف اصلی پژوهش، واکاوی فرآیند آمیختگی مفهومی در ساختار روایی این مقتل منظوم است و اینکه چگونه شاعر با بهرهگیری از صناعات بلاغی همچون استعاره، تشبیه، جانبخشی(تشخیص)، مجاز، تمثیل و کنایه، فضاهای ذهنی گوناگونی را درهم میآمیزد و فضای مفهومی تازهای خلق میکند که در هیچیک از دروندادها و فضای عام قابل بازیابی مستقیم نیست. یافتهها نشان میدهد که باغ فردوس ظرفیتی غنی برای تحلیل از منظر روایتشناسی شناختی و نظریۀ آمیختگی مفهومی دارد و میتواند الگویی مناسب را برای بازخوانی متون کلاسیک ادبیّات فارسی بر پایه نظریّههای نوین زبانشناختی فراهم سازد.