1
دانشجوی دکتری زبان شناسی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2
استادیار زبان انگلیسی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3
دانشیار زبانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
4
استادیار گروه زبانشناسی دانشگاه آزاد واحد تهران شمال،ایران
10.22034/jlc.2026.575125.1823
چکیده
متون عرفانی، بهویژه روایتهای مثنوی معنوی، دارای ساختارهای معنایی پیچیده و پویا هستند که تحلیل آنها نیازمند رویکردی جامع و دقیق است. در این آثار، معنا صرفاً ایستا نیست و از طریق تعامل با عوامل مختلف در فرایندهای گفتمانی دچار تحول میشود. مسئله پژوهش حاضر بررسی عواملی است که موجب چرخش گفتمانی در روایتهای مثنوی میشوند که در نتیجه آن، در گفتمان معناهای نو و غافلگیرکننده خلق میشود. این مطالعه با استفاده از رویکرد نشانهمعناشناسی به تحلیل فرایندهای گفتمانی در روایتهای منتخب مثنوی معنوی پرداخته است تا نشان دهد چگونه دگرگونیهای گفتمانی و تغییر روابط میان نشانهها، فروپاشی گفتمانهای پیشین و خلق گفتمانهای تازه را امکانپذیر میسازد. دادههای پژوهش حاضر شامل چهار حکایت از مثنوی معنوی، یعنی طوطی و بازرگان، پادشاه و کنیزک، قاضی و زن جوحی و مارگیر و اژدها است که بهصورت هدفمند و بر اساس غنای نشانهمعناشناختی و ظرفیت آنها برای تحلیل عوامل چرخش گفتمانی انتخاب شدهاند، شامل چهار داستان مثنوی معنوی از جمله، طوطی و بازرگان، پادشاه و کنیزک، قاضی و زن جوحی و مارگیر و اژدها میباشند. یافتهها نشان میدهد که چرخش گفتمانی در روایتهای مثنوی فرایندی پویا و انعطافپذیر در شکلگیری نظامهای معنایی است و تجربههای تنمند سوژه در آن نقش محوری دارند، بعلاوه سازوکارهایی مانند تغییر زاویه دید روایی، گسست ساختاری و تبدیل تجربههای بدنی به تجربههای معنوی در شکلگیری معناهای نو و غیرمنتظره تاثیرگذار است.