استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات عربی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
10.22034/jlc.2026.592132.1861
چکیده
رمان مدرن عراق در سالهای پس از سقوط صدام(2003) تاکنون، همراه با واقعیت اجتماعی، عرصه بازنمایی جنگ قدرت، خشونتهای خارجی و داخلی و پیامدهای آن بر زندگی انسانهاست. جهان روایی در داستان «حدیقة الأرامل» اثر «ضیاء جبیلی»، از طریق کنترل، حذف، ترس، طرد و محدودسازی امکانهای زیستن مرگ را بازتولید میکند. این جستار با تکیه بر نظریه نکروپولیتیک آشیل امبمبه، چگونگی پردازش منطق سیاست مرگ توسط حاکمیت را تحلیل کرده است. هدف پژوهش این است که عملکرد ساختار قدرت را در تعیین حدود آگاهی، هویت، طرد و تعلیق سوژه تبیین نماید. روش پژوهش، تحلیل کیفی متن بر اساس خوانش پسااستعماری مؤلفههای روایی است. بنابر نتایج به دست آمده، در داستان حدیقة الأرامل، مرگ با روش محرومسازی تدریجی سوژه از امکان شناخت، انتخاب و حضور اجتماعی به عنوان نظم مسلط عمل میکند. ایجاد فاصله و محدویت در دسترسی آدم به کتاب، تبدیل دانش به امری تهدیدآمیز و قرار دادن شخصیت در وضعیت پنهانکاری، نشان میدهد که قدرت چگونه حتی در فضای خانواده نیز امکانهای زیستن را مدیریت میکند. زنان بیوه در داستان، پیامدهای انسانی جنگ هستند که با سیستم نکروپولتیکِ توزیع نابرابر فرصتهای زندگی، در تیررس اهداف منطق مرگ قرار دارند. جهانهای مرگ، جامعهای تشکیل داده که در آن مرز بین زندگی ارزشمند و حاشیهای، حتی در تجربههای عادی زندگی بسیار پررنگ است و حذف نهایی انسانها با توجه به بیاعتبارسازی آنها با قرار گرفتن در طبقه محروم، هزینهای برای نهاد قدرت ندارد.