روایت سازی کرونوتوپیک در ادبیات نمایشی:

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه هنرهای نمایشی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 کارشناسی‌ارشد ادبیات نمایشی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران

چکیده

باختین تمایل دارد ادبیات را به‌مثابۀ گفت‌وگویی دوسویه میان متن از یک طرف و دانش پیشین نویسنده و خواننده از طرف دیگر لحاظ کند. طبق نظر هالکوییست، در جهان پساکانتی باختین، یگانه ابزار ما برای داوری دربارۀ صحت تجربۀ معرفت‌شناختی، کرونوتوپ است. کرونوتوپ‏ها واحد‏های شناختی هستند که نویسنده و خواننده برای اینکه به عوامل مفهومی متفاوت از لحاظ متنی (زمینه‏ای) و تاریخی ساحت ببخشند، آن‌‌ها را به‌کار می‏گیرند. به‌اعتقاد باختین، ادبیات فقط زمانی درک می‏شود که بر گفتار ادبی از یک سو و فعالیت‏های ذهنی و اجتماعی از سوی دیگر تأکید شود. در این پژوهش، با استفاده از روش تحلیلی ـ توصیفی، روش استدلال استقرایی و روش کیفی در تحلیل داده‏ها، جنبۀ پی‌رنگ‌ساز مفهوم کرونوتوپ در شکل‌گیری روایت نمایش‌نامۀ گزارش خواب اثر محمد رضایی‌راد بررسی شده است. از آنجا که زمان و مکان در این نمایش‌نامه دو عنصر بنیادین در شکل‌گیری روایت به‌شمار می‌آید، هدف پژوهش حاضر این است که نشان دهد نویسنده چگونه و از چه راه‏هایی دست به ترکیب این دو عنصر برای ساختن روایت زده ‏است. براساس نتایج پژوهش، درک جهان نمایش‌نامۀ محمد رضایی‌راد در گرو ادراک پیوستگی این دو مفهوم و انواع تأثیرات آن‏ها بر یکدیگر در تلقی باختین از کرونوتوپ است. این قرائت کرونوتوپیک همچنین نشان داد نویسندۀ نمایش‌نامه علاوه بر کارکرد پی‌رنگ‌ساز/ روایت‌ساز، از مفهوم کرونوتوپ به‌مثابۀ استراتژی معنایی و شناختی سود برده‏ است؛ چنان‌که گویی زمان تاریخی گذشته بر زندگی سه نسل از انسان‏های حاضر در مکان نمایش‌نامه بدون حضور و قرارگیری در این پیوستار زمانی ـ مکانی فاقد معنا و هویت خواهد بود. در این پژوهش، افزون بر بررسی نشانه‏های زمانی و مکانی صریح و نشان‏دار، تلاش شده‏ است تا زمان ـ مکانمندی متن با در نظر گرفتن زمان‏های شاخص، وقایع تاریخی و متغیرهای اجتماعی ارزیابی شود. با تحلیل کرونوتوپیک متن براساس یک بوطیقای تاریخی، به‌‏رغم اینکه نشانه‏های پیوستار زمانی ـ مکانی واقع‌گرایانه را می‏توان در نخستین دورۀ گاه‌شمارانۀ نمایش‌نامه مشاهده کرد، دریافت می‌شود که مکانمندی سایر دوره‏ها از نظر تاریخی، فاقد کرونوتوپ واقع‌گرایانه و عینی است و صرفاً تمهیدی روایی به‌شمار می‌آید.

کلیدواژه‌ها


اسماعیلی، داریوش (1386). کرونوتوپ و سینما. پایان‏نامۀ کارشناسی‌ارشد، رشتۀ سینما. دانشگاه هنر. تهران.##امیرخانلو (1390). مطالعۀ انواع مختلف کرونوتوپ های نمایشی. پایان‌نامۀ کارشناسی‌ارشد، ادبیات نمایشی. دانشگاه هنر. تهران.##امین‌رنجبر، شکوفه (1395). بررسی کرونوتوپ در نمایش‏نامه‏های رؤیای پاییز، یک روز تابستانی، کسی می‏آید یون فوسه براساس کرونوتوپ باختین. پایان‏نامۀ کارشناسی‌ارشد، ادبیات نمایشی. دانشگاه هنر. تهران. ##باختین، میخائیل (1391). تخیل مکالمه‏ای. ترجمۀ رؤیا پورآذر. تهران: نشر نی. ##تودوروف، تزوتان (1391). منطق گفتگویی میخاییل باختین، ترجمۀ داریوش کریمی. تهران: نشر مرکز.##حکیم‌جوادی، پریسا (1394). روایت‌سازی کرونوتوپیک در فیلم‏های بلند داستانی 1365ـ1387 عباس کیارستمی. پایان‌نامۀ کارشناسی‌ارشد. پایان‏نامۀ کارشناسی‌ارشد، رشتۀ سینما. دانشگاه هنر. تهران. ##رضایی‌راد، محمد (1398). گزارش خواب. تهران: بیدگل. ##کرمانی، ناظم‌الاسلام (1384). تاریخ بیداری ایرانیان. ج 1. تهران: پر. ##هالکوییست، مایکل (1395). مکالمه‌گرایی (میخاییل باختین و جهانش). ترجمۀ محمدمهدی امیرخانلو. تهران: نیلوفر. ##Aguirre, M. (2007). Liminal Terror: The Poetics of Gothic Space, in The Dynamics of the Threshold: Essays on Liminal Negotiations. Jesus Benito & Ana M Manzanas (Eds.). Madrid: The Gateway Press. ##Amin-Ranjbar, Sh. (2016). A Study of Chronotope in the plays Dream of Autumn, A Summer’s Day, Someone Is Going to Come Home by Jon Fosse (in Farsi). MA Thesis of Dramatic Literature. Tehran University of Art.##Amir-Khanlou, M. M. (2010). A Study of Dirrent Types of Dramatic Chronotopes (in Farsi). MA Thesis of Dramatic Literature. Tehran University of Art. ##Bakhtian, M. (2012). The Dialogic Imagination (in Farsi). Roya Pourazar (Tr.). Tehran: Ney.##Esmaili, D. (2007). Chronotope and Cinema (in Farsi). MA Thesis of Cinema, Tehran, University of Art.##Hakim-Javadi, Parisa (2015). “Chronotopic Narration in Abbas Kiarostami’s Long Feature Films” (in Farsi). MA Thesis of Cinema. Tehran. University of Art.##Holquist, M. (2002). Dialogism: Bakhtin and His World. London: Routledge. ##Bakhtin, M. (1981). The Dialogic Imagination: Four Essays. Austin, University of Texas Press. ##Holquist, M. (2016). Dialogism: Bakhtin and His World (in Farsi). Mohammad-Mehdi Amir-Khanlou (Tr.). Tehran: Nilufar.##Kermani, N. (2005). The History of the Awakening of the Iranians (in Farsi). Vol. 1. Tehran: Par. ##Odde, T. C. (2006). The Chronotopic Imagination: Aberrant Times and Figures in Cinema. PhD Dissertation, University of Florida. ##Ramezani, A., & Yazdani, E. (2015). “The Analysis of Three Bakhtinian Concepts of Carnival, Dialogism and Chronotope in the Play She Stoops to Conquer, Or, the Mistakes of a Night by Oliver Golsmith” (in Farsi). Research in Contemporary World Literature. Vol. 20. No. 2. pp. 245-274.##Ramin, Z., & Hassanzadeh-Javanian, M. R. (2015). “A Study of the temporal-spatial Continuum and Polyphony in the Play The Iceman Cometh” (in Farsi). Research in Contemporary World Literature. Vol. 21. No. 2. pp. 245-264.##Rezai-Rad, M. (2019). A Report of Dream (in Farsi). Tehran: Bidgol.##Todorov, T. (2012). Mikhail Bakhtin: The Dialogical Principle (in Farsi). Darious Karimi (Tr.). Tehran: Markaz.##Vice, S. (1997). Introducing Bakhtin. Manchester University Press