بررسی حرکتی تولید معنا در گذار از روابط ترامتنیت در روایت «بوتیمار بی‌اشک» نوشته مهدی خطیبی با استفاده از نظریات نشانه‌معناشناسی گرماس و ترامتنیت ژرار ژنت

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تخصصی، رشتۀ ادبیات محض، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 استادتمام، گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

چکیده

دستور زبانِ روایت یکی از مهم‌‌ترین پارادایم‌های فهم معنای متن شناخته‌ می‌شود که به‌کمک آن می‌توان میزان درک از اثر هنری را افزایش داد. ارتباط میان نظریات مختلف نحوِ روایت باعث ارتقا دادن فهم، هم از آثار هنری و هم از شیوۀ نقد روایی آثار، و نیز گسترش علم نقد ادبی و هنری شود. ارتباط میان نشانه‌معناشناسی گِرِمس و ترامتنیت ژنت که هر دو نظریات مهمی در نحو روایت به‌شمار می‌آید، فهم جامعی را از این پدیده حاصل می‌کند که معنا می‌تواند در گذار از روابط ترامتنی در جهت تولید معنا استفاده شود. گِرِمس، نشانه‌معناشناس برجستۀ مکتب پاریس، در درک نحو روایی و تولید معنا کوشش‌های فراوانی کرده و درنهایت به الگو‌هایی برای تعریف داستان، روایت و معنا رسیده ‌است. دو نمونه از این الگو‌ها الگوی نحو روایی و الگوی مربع معنایی گِرِمس است. در این پژوهش، فرایند تولید معنا منطبق با نحو روایی بوتیمار بی‌اشک، نوشتۀ مهدی خطیبی که داستانی در ادبیات کودک و نوجوان است، بررسی شده است. همچنین در واکاوی روابط بینامتنیت، پیرامتنیت، فرامتنیت، فزون‌متنیت و پیش‌متنیت داستان بوتیمار بی‌اشک از نظریات ترامتنیت و عناصر تعالی‌دهندۀ متن ژرار ژنت، نظریه‌پرداز شهیر فرانسوی، استفاده شده ‌است تا در حوزۀ نقد تطبیقی، به ارتباط این داستان با آثار ادبیات عرفانی ایران، ازجمله منطق‌الطیر عطار نیشابوری، پی برده‌ شود. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که داستان بوتیمار بی‌اشک که مطابق ساختار رواییِ پیشنهادی گِرِمس است، در تولید معنا منطبق بر چهارقطبی گِرِمس و مبتنی بر چهار قطب زندگی، نه ـ زندگی، فنا و نه ـ فنا عمل کرده ‌است. داستان مهدی خطیبی تحت تأثیر ادبیات عرفانی ایران و با الهام از منطق‌الطیر عطار نوشته شده ‌است و رگه‌هایی از ادبیات کهن و ژانر عرفانی در آن دیده می‌شود. این نوع روایت موجب ایجاد دوقطبی معنا شده‌ است و می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که نگاه به عناصر تعالی‌دهندۀ متن، در جذب و تولید معنا نقش بسزایی دارد.

کلیدواژه‌ها