در پژوهش حاضر ذکر ابراهیم ادهم و تجارب معنوی او که موجب تحول و تغییر زندگی اوست، با رویکرد نشانهمعناشناختی مورد تحلیل قرار گرفت. خلق معنا در این گفتمان حاصل سازکار نظام شوشی و بوشی است. تجربههای معنوی ماهیت شوشی دارند اما فرآیند رسیدن به این لحظه و رخ دادن این تجارب انفعالی که اغلب برآیند عنایت بیعلت خداوند است، در شمار نظامهای رخدادی است؛ تجاربی که قابل پیشبینی نیستند و با نمودهای گفتمانی لحظهای بیان میشود. این که عارف پس از کسب تجربه عرفانی، مسیر زندگی را تغییر داده و تا پایان عمر با ریاضت و عبادت و رها کردن تخت پادشاهی در سختترین شرایط نفس را مهذب میدارد، جریان گفتمان را در نظام بوشی روایت میکند. سوژه با سوهان ریاضت و رها کردن تمام تعلقات دنیوی، سعی در استقرار همیشگی در عالم معنوی دارد؛ عالمی فراخ و بسیط که با «من» استعلایی و هویت تازهای که پس از رخ دادن تجربه عرفانی آن را تجربه کرده است، سازگارتر است.