2
دانشیار گروه هنرهای نمایشی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3
دانشیار، گروه هنرهای نمایشی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
4
دانشجوی دکترای تئاتر، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
10.22034/jlc.2025.480404.1676
چکیده
مفهوم عدم قطعیت جزئی جداییناپذیر از جهان امروز گشته است و نمودش در هنر نیز وجود دارد. یکی از راههای پرداختن به عدم قطعیت، آپوریاست. آپوریا را بیشتر بهمثابهی جملهای حاکی از شک و عدم قطعیت در نظر میگیرند، ولی به نظر میرسد این مفهوم قابلیت بیشتری از تنها حضور در دیالوگ داشته باشد. این پژوهش با هدف بررسی نمود آپوریا در ساختار درام و با فرض اینکه درام ابزورد ساختار آپوریایی دارد، با تکیه بر بنیانفکنی و تصمیمناپذیری ژاک دریدا به چگونگی خلق آپوریا در نمایشنامههای «در انتظار گودو»، «آخر بازی» و «پژوهشی ژرف [...]» میپردازد. نتایج پژوهش نشان میدهد درام ابزورد ساختاری مدور یا ایستا دارد که در نتیجهی تکرار کنشهای مختلف صورت میگیرد و آغاز درام را به پایانش پیوند میزند و این درست همسو با تصمیمناپذیری دریدا و مفهوم آپوریاست. درام ابزورد تصمیمناپذیریهای زیادی را در تقابلهای دوتایی نمایش میدهد و این عمل تا جایی پیش میرود که با درهم-تنیدگی آغاز و پایان، عملاً بنبستی بهوجود میآید که از آن عبوری نیست. بدین ترتیب، گویی درام ابزورد نوعی آپوریای بسطیافته است که تصمیمناپذیری در تاروپود آن تنیده است. در نگاهی آپوریایی به درام ابزورد میتوان خوانشی جدید از تصمیمناپذیریها ارائه کرد که در آن، تصمیمناپذیریهای آپوریایی نه بهمثابهی نوعی «پوچی»، بلکه بهمنزلهی حضور کورسویی از امید درک میشوند، امیدی که تبلورش با تأخیر مواجه میشود، ولی امکان وجودش هرگز نفی نمیگردد، چراکه کنشها، با بازگشت به نقطهی آغاز، دوباره و دوباره از سر گرفته میشوند.